هو الاوّلُ و الآخِر وَ الظّاهِرُ و الباطِن

 

 با طلبکاریِ تموم خدا رو صدا میزنم ( منو ببخش خداجون) و میگم :

ای خدا من که جز تو کسی رو ندارم

فقط تو رو دارم ! دستمو بگیر خدااااااااااااااااا

چشمامو به روی همه ی داشته هام می بندم و میگم :

خدای من! خدای مهربون من ! هیچکسی جز تو ندارم

فقط تو می تونی آرومم کنی !

و خدا هم به شدت منو آروم میکنه ( شرمنده خدا جونم)

دیگه دلتنگی کجا بود ؟


و اونوقت می ترسم خیلی می ترسم

از خودم

و دلم تنگ میشه برای دلتنگیام !

خدایا ! نکنه این آرامش رو بخاطر خوبیام تو ی این دنیا برام خرج کنی

و بعد منِ گنهکار در اون دنیا بدونِ آرامش با کوله باری از گناه!

آه خدایا


و بیشتر می ترسم

آرامشِ دل تنگیهام همیشه با ترس همراهه !